ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

120

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

ميان آنها نيست ، در ازلى بودن متّحدند و هيچ‌يك از آنها بر ديگرى تقدّم ندارد ، و هيچ كدام از آنها نه در ذات خود و نه در يكى از اين امور [ فوق ] با دو اقنوم ديگر اختلافى ندارد . مسيحيان همچنان مدّعىاند كه اقنوم پدر ، نه پسر است و نه روح [ القدس ] و اقنوم روح نه پدر است و نه پسر و اقنوم پسر ، نه پدر است و نه روح . و از طرفى ، اقنوم پدر علت دو اقنوم ديگر است ، نه معلول آن دو و آن دو اقنوم معلول‌اند و نه علّت ، ولى در عين حال هيچ كدام از اين سه اقنوم ذاتا با يكديگر تفاوتى ندارند يعنى مانعى براى همانندى آنان وجود ندارد . چنان‌كه در صفات هم با يكديگر اختلافى ندارند كه بتوانند هر يك با ديگرى متفاوت باشند . بطلان هيچ سخنى به روشنى گفتار باطل آنان در اين‌باره نيست . 49 . گروهى از مسيحيان [ براى گريز از اين اشكال ] از سر جهل و نادانى به اين استدلال پناه آورده‌اند كه « اعراض مىتوانند چنين باشند ، زيرا گاهى سفيدى و سياهى در اصل رنگ بودن باهم متّحدند ، ولى در اينكه يكى سياه است و ديگرى سفيد باهم اختلاف دارند ؛ در حالىكه ميان آن دو چيزى نيست كه موجب تفاوت آن دو گردد . اين ديدگاه آنان از جهات فراوانى باطل است : اول آنكه اگر مسئله چنين باشد كه آنان مىگويند ، اين با ديدگاه آنان كه معتقدند اگر چند جوهر در اعراض خود باهم هيچ تفاوتى نداشته باشند ، در اين صورت چند جوهر وجود ندارد ، بلكه همه يك جوهرند . و اعراض هم گاهى باهم اختلاف دارند [ و موجب تفاوت آنها با يكديگر مىگردد ] . ازاين‌رو برعهدهء آنان است كه به اين نكته اعتراف كنند ، زيرا به آنها مىگوييم : گيرم كه مسئله چنين باشد ، ولى مگرنه اين است كه اعراض در اين باب با جواهر متفاوت‌اند ؟ اگر اين سه اقنوم ، يك جوهرند ولى باهم متفاوت‌اند - و جوهر ديگر جز به وسيلهء اعراض و ويژگىهاى خاصّ خود با ديگر جواهر اختلافى ندارد - پس ناچار هستيد اعتراف كنيد كه اين جوهر داراى امورى جز خود است و يا بايد بگوييد كه اعراض چنين نيستند . دليل دوم آن است كه